تبليغاتX
عینک دودیتو بردار تا احساسمو ببینی!

عینک دودیتو بردار تا احساسمو ببینی!

این روزا

دلم  اغوشتو میخواد!

که بغلم کنه!

تا توش اروم شم و

تا دلم میخواد گریه کنم!

|چهارشنبه پنجم بهمن 1390| 16:21|AbA$|

عشقم دروغ نیس!

حداقل نسبت ب تو!

رویای همیشگیم شدی!

حداقل ی بار راستشو بگو!

چجوری دلمو بردی؟!

چرا نمیتونم از ذهنم دورت کنم؟!

این سوالا داره دیوونم میکنه!

|پنجشنبه بیست و نهم دی 1390| 11:49|AbA$|

چند روزه اینجا برات ننوشتم!

الان اومدم که بهت بگم

اشتباه نکنی حرفای من باهات تموم نشده!

ولی انقد از دلتنگیام برات گفتم

که دیگه روم نمیشه چیزی ازشون بنویسم!

من خوبم و هنوزم دوست دارم!

خیالت راحت هنوز کسی جاتو تو دلم نگرفته!

دوست دارم!

خواستم بدونی!همین!

 

|دوشنبه بیست و ششم دی 1390| 12:38|AbA$|

کاشکی چشمامو میبستم!

کاشکی عاشقت نبودم!

اما هستم!

کاش یکم بارون بگیره!

کاش فراموشت کنم من!

اما دیره!

حرف دل من تو این اهنگه!

دل؟!

میدونی چیزی ازش نمونده؟!

|چهارشنبه بیست و یکم دی 1390| 9:54|AbA$|

اخ!

دلم میخواد الان

اینجا بودی!

تا ازم میپرسیدی

 چت شده؟!

اونوقت اروم اروم اشک میریختم و

بهت همه چیو میگفتم!

به همین راحتی!

|سه شنبه بیستم دی 1390| 17:54|AbA$|

اوه!

نوشته هام داره زیاد میشه!

یعنی دلتنگیامم زیاد میشن!

بغضمم زیاد میشه!

حتی روزای بی تو بودنم زیاد میشه!

انگار باهام لج کردن!

دقیقه ها رو میگم!

حتما با خودشون

میگن به کوری چشم تو هم شده

اروم میریم!

نمیدونن که

به کوری چشم اونام شده

صبر میکنم!

پ.ن:این اهنگ تقدیم به تو!

|شنبه هفدهم دی 1390| 16:57|AbA$|

خسته شدم!

نه از تو...

نه از خودم.....

نه از زندگیم.....

و نه از هیچ چیز دیگه!

خسته شدم.....

از بس گفتم دوست دارم

و تو نشنیدی!

مثل همیشه

موفق شدی!

خدا رو شکر!

|پنجشنبه پانزدهم دی 1390| 0:35|AbA$|

خبری نیست

جز دوری تو

جز دلتنگی

جز حس نبودنت

جز بغضی که نمیشکنه

جز دستی که گرمی

دستاتو کم میاره

جز دلی که هر روز

تو رو میخواد

تو بگو.......!

بهش چی بگم؟!

 

|یکشنبه یازدهم دی 1390| 11:26|AbA$|

تقصیر تو بود!

چرا انقدر خوبی؟!

چرا..........؟!

این اسمش دله!

باور کن سنگ نیست!

به این راحتی فراموش نمیکنه!؟

 

|شنبه دهم دی 1390| 14:49|AbA$|

چیکار کردی با دلم؟!

اخه چرا؟!

تو که میخواستی بری

و دیگه نباشی...

تو که میخواستی منتظرم بزاری...

چرا دلمو بردی؟!

خیلی بی انصافی پسر!

 

|شنبه دهم دی 1390| 14:45|AbA$|

میدونی چیه؟!

تصمیم گرفتم

اونقدر بیام و

ازت بنویسم

که یه روز

به مردونگیت بر بخوره

و بیای ....!

|شنبه دهم دی 1390| 14:38|AbA$|

امروز دلم

خیلی خیلی

تنگته!

منتظرت میمونم

شاید

ی روز دلت مثل

امروز من شد!

 

|شنبه دهم دی 1390| 10:45|AbA$|

این روزا تو دنیام خیلی

کم میارمت!

دستام بدون گرمی دستات

یخ زده!

حتی قلبم دیگه معنی عشقو بلد نیست!

من بی تو پوچ پوجم!

|پنجشنبه هشتم دی 1390| 16:3|AbA$|

همه جا ازت گفتم

همه جا تو فکرم بودی!

دارم تو رویام باهات زندگی میکنم پسر!

چرا نمیفهمی؟

کاش میتونستم دستتو بگیرم

و بکشونمت ی جایی و

اروم بهت بگم

دوستت دارم!

بهت بگم همه ی احساسی ک بهت دارم!

بهت بگم تا بفهمی چی کشیدم!

ولی مثل اینکه تقدیر اینه ک

بیشتر صبر کنم!

تا اون موقع

این جا...اره همین جا

برات مینویسم!

|دوشنبه پنجم دی 1390| 16:30|AbA$|

کاش الان بودی و ارومم میکردی!

کاش الان بودی و و باز با همون لبخند همیشگیت

بهم دلداری میدادی!

کاش بودی تا دلم کمتر تنگ بشه!

کاش بودی تا اشک هام کمتر برای

نبودنت بریزه!

کاش بودی و با همون صدایی

که من عاشقش شدم برام

حرف میزدی و من فقط

نگات میکردم!

ولی حیف که وقتی بهت نیاز دارم

نیستی!

"مخاطب خاص"

 

|یکشنبه چهارم دی 1390| 16:3|AbA$|

Design By: KHanOomi